نگاه می کنم از پشت مات شیشه تو را
نخواستم که بفهمی گل ام همیشه تو را –
چقدر دوست … نه ! اما نمی شود اصلن
چطور با کلماتی چنین کلیشه تو را …
مرا جوانه زدی، ریشه کرده ای، وقتی
تمام من شده ای : برگ، ساقه، ریشه … تو را –
چطور می شود از هم جدا کنم آخر ؟
چطور خاطره های روان پریش تو را …
تو را تلاش کنم تا رها کنم از ذهن ؟
خدای من ! چه کنم ؟ نه ! ببین، نمیشه تو را
ببین نمیشه تو را ریخت توی این کلمات
چطور میشه ؟ بگو که چطور میشه تو را –
اسیر این کلمات اطو کشیده کنم ؟!
چطور با کلماتی چنین کلیشه تو را …
فاطمه حق ورديان
برچسب: نگاه میکنم نمیبینم,نگاه میکنم از غم به غم,نگاه میکنم نمیبینم چشم مرا,نگاه میکنم از آینه خیابان را,نگاه می کنم به غم,نگاه میکنم از غم,نگاه مي كنم نمي بينم,فقط نگاه میکنم,حامی فقط نگاه میکنم,تورا نگاه میکنم,
نویسنده: یوسف فلاح