نشد
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 9:14
نشد... نشد... روياي ناتمام ، گفتم که با فراق مدارا کنم، نشدیک روز را بدون تو روز آینده کنم، نشددر شعر شاعران همه گشتم که مصرعیدر شأن چشمهای تو پیدا کنم، نشدگفتند عاشق که شدی؟ گریهام گرفتمیخواستم بخندم و حاشا کنم، نشدبیزارم از رقیب که تا آمدم تو رااز دور چند لحظه تماشا کنم، نشدشاعر شدم که با قلم س...
نشد...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:02
گفتم که با فراق مدارا کنم، نشدیک روز را بدون تو فردا کنم، نشددر شعر شاعران همه گشتم که مصرعیدر شأن چشمهای تو پیدا کنم، نشدگفتند عاشق که شدی؟ گریهام گرفتمیخواستم بخندم و حاشا کنم، نشدبیزارم از رقیب که تا آمدم تو رااز دور چند لحظه تماشا کنم، نشدشاعر شدم که با قلم ساحرانهامدر قاب شعر، عشق تو را جا کنم،...
تقویم دلتنگی
-
تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 9:04
خوشم با شمیم بهاری که نیست غباری که هست و سواری که نیست به دنبال این ردّ خون آمدم پی دانه های اناری که نیست مگردید بیهوده ای همرهان به دنبال آیینه داری که نیست به کف سنگ دارم ولی می دوم پی شیشه های قطاری که نیست تهمتن منم تیر گز می زنم به چشمان اسفندیاری که نیست دو فصل است تقویم دلتنگی ام خزانی که ه...
شادی دیدار و انتظار...
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 3:25
میان شادی دیدار و انتظار، یکی همیشه قسمت مرد است از این دو کار یکی هزار دوست غمم را شنیده است ولی نیامده است به یاری از این هزار، یکی به سویت آمدهام با دو همسفر در راه دل شکسته یکی، جان بیقرار یکی تو پادشاه همه عالمی به تنهایی من از میان گدایان بیشمار یکی به بام هیچ کسی جز تو پر نخواهم زد که نیست مث...
نگاه می کنم
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 7:02
نگاه می کنم از پشت مات شیشه تو را نخواستم که بفهمی گل ام همیشه تو را – چقدر دوست … نه ! اما نمی شود اصلن چطور با کلماتی چنین کلیشه تو را … مرا جوانه زدی، ریشه کرده ای، وقتی تمام من شده ای : برگ، ساقه، ریشه … تو را – چطور می شود از هم جدا کنم آخر ؟ چطور خاطره های روان پریش تو را … تو را تلاش کنم تا ر...
رهگذران
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 7:02
به جست وجوي تو در چارراه رهگذران نگاه دوختهام در نگاه رهگذران تمام رهگذران، چيزي از تو کم دارند نظاره تو کجا و نگاه رهگذران؟ در ازدحام خيابان، شبي تو را ديدم که ناپديد شدي در پناه رهگذران مرا به ياد تو و بخت خود مياندازد لباسهاي سفيد و سياه رهگذران بدون بودن تو، ميلههاي زندان است خطوط پيرهن راهراه ر...
ساحل و دريا
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 7:01
ماجرای من و تو، باور باورها نیست ماجرایی است که در حافظه ی دنیا نیست نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست تو گمی درمن و من درتو گمم - باورکن جز در این شعر نشان و اثری از ما نیست شب که آرام تر از پلک تو را می بندم بادلم طاقت دیدار تو - تا فردا نیست من و تو ساحل و دریای...
صبوري
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 7:01
گفتم از نزديكي ديدار گفتي (ساده اي! دورم از ديدار با هر پيش پا افتاده اي) كوچكم خواندي، كه پيش چشم ظاهربين تو ديگران كوهند و من سنگ كنار جادهاي شهر را گشتم كه مانند تو را پيدا كنم هيچ كس حتي شبيهت نيست، فوق العادهاي با دل آزردهام چيزي نميگويي ولي از دل آزردن كه حرفي ميشود آمادهاي باز بر دوري صبوري م...
من کیستم؟
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 7:01
من کیستم بهی که جهان بهترش نکرد پیغمبری که قوم خودش باورش نکرد کاری که خلق با من دیندار می کنند هم دین نوح با پسر کافرش نکرد غیر از من و علی احدی آرزوی مرگ از شرم بی لیاقتی لشکرش نکرد من کیستم؟ پلی که به سیلاب تن نداد یا صخره ای که سیلی دریا کرش نکرد چون من که نطفه ی غضبم هیچ نو تنی احساس مرگ در شکم...
وعده فردا
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 7:01
شادمان گفتي از آن شاعر تنها چهخبر خبري نيست، بپرس از غم دنيا چهخبر؟ خاطرم هست رقيبان پر از كينه من همنشينان تو بودند، از آنها چهخبر؟ همه لبتشنه، تو دريايي و من ماهي تُنگ از كنارآمدگان با لب دريا چهخبر؟ زاهدي دست به گيسوي رهاي تو رساند عاشقي گفت كه از عالم بالا چهخبر؟ باز ديروز به من وعده فردا دادي آ...