
نشد... نشد... روياي ناتمام ، گفتم که با فراق مدارا کنم، نشدیک روز را بدون تو روز آینده کنم، نشددر شعر شاعران همه گشتم که مصرعیدر شأن چشمهای تو پیدا کنم، نشدگفتند عاشق که شدی؟ گریهام گرفتمیخواستم بخندم و حاشا کنم، نشدبیزارم از رقیب که تا آمدم تو رااز دور چند لحظه تماشا کنم، نشدشاعر شدم که با قلم ساحرانهامدر قاب شعر، عشق تو را جا کنم، نشدسجاد سامانی نظر بدهید ...
ادامه مطلب
گفتم که با فراق مدارا کنم، نشدیک روز را بدون تو فردا کنم، نشددر شعر شاعران همه گشتم که مصرعیدر شأن چشمهای تو پیدا کنم، نشدگفتند عاشق که شدی؟ گریهام گرفتمیخواستم بخندم و حاشا کنم، نشدبیزارم از رقیب که تا آمدم تو رااز دور چند لحظه تماشا کنم، نشدشاعر شدم که با قلم ساحرانهامدر قاب شعر، عشق تو را جا کنم، نشدسجاد سامانی ...
ادامه مطلب